|

احتمالا تا حالا در شبکه های مختلف ، اینترنت یا دور و بر
خودتان با مدلهای مختلف یا عجیب و غریب آرایش مو ، چه در بین
پسرها و چه بین دخترها برخورد کرده اید. افراد مختلف نسبت به
نحوه تفکر درونی خود ، عکس العملهای اولیه متفاوتی نسبت به این
قضیه نشان می دهند:
- عده ای که تعدادشان در جامعه ما انگشت شمار است، کاملا بی
تفاوت از کنار قضیه رد می شوند.
- دسته ای از افراد بدون هیچ گذاشت و برداشتی شروع به
ایرادگیری و تمسخر میکنند.
- دسته ای دیگر با دقت فراوان به مدل موی مذکور خیره می شوند.
- هستند تعداد نه چندان کمی که خود را به آب و آتش می زنند تا
بفهمند طرف کجا و چطوری خود را به این شکل در آورده!
تحلیل 20:30 قضیه:
دسته اول؛ عده ای که بی تفاوت رفتار میکنند، شاید از بس با این
مسائل برخورد داشته اند که دیگر قضیه برای آنها عادی شده است.
یا شاید با بی تفاوتی میخواهند ناتوانی خود را در آرایش موی
خود ( حالا به هر دلیل ) تسکین بخشند. تعدادی نیز برای پیشگیری
از ندید بدید خطاب شدن یا مسائلی از این دست هیچ عکس العملی
نشان نمی دهند.
دسته دوم؛ افرادی که بدون هیچ گذاشت و برداشتی شروع به
ایرادگیری و تمسخر میکنند. ما در جامعه خود در قبال موضوعات
مختلف، با اینگونه افراد زیاد برخورد کرده ایم. اکثر این افراد
بدون هیچگونه تلاشی در جهت درک منطقی ، هر موضوعی را از
زبان و دیدگاه مذهب یا هنجارهای اجتماعی مورد نقد شخصی قرار می
دهند.
دسته سوم؛ افرادی که با دقت فراوان به مدل موی مذکور خیره می
شوند. این خیره شدن ها می تواند دلایل متنوع تری داشته باشد.
بعضی ها که ذاتا دارای حس هنری هستند ( البته از نوع جدیدش )
از دیدگاه هنری به موضوع نگاه می کنند و سعی در بررسی و کشف
رازهای نحوه آرایش دارند. خوب البته تعدادی هم این رفتار را
تقلید می کنند. برخی دیگر به تبع شغل خود یا علاقه به مواد و
وسائل آرایشی به مورد مذکور خیره می شوند. حالا بگذریم از
دلایل دیگر خیره شدن که مربوط به موضوع ما نیستند ( والبته
خودتون بهتر می دونید )
دسته چهارم؛ که احتیاج به توضیح ندارد و امروزه در جامعه ما در
بین هر قشر ، جنس یا سلیقه ای شدیدا رایج شده و آن هم ، چشم و
هم چشمی است.
اما معمولا تنها چیزی که در برخورد با افرادی با اینگونه
آرایشهای عجیب و غریب نمی بینیم، سئوال در مورد علت و دلیل
اینگونه آرایش است. بگذریم از دسته دوم که به قصد تمسخر سئوال
میکنند، که نپرسیدنشان بهتر است.
متاسفانه در جامعه ما افراد بدون هیچ دلیل منطقی به این کار
دست می زنند ؛ تعدادی دلیل خود را زیباتر شدن می دانند ،
تعدادی هم میخواهند برای رفع کمبود های روانی خود ، نسبت به
دیگران متفاوت تر باشند ، یا چشم و هم چشمی و یا ...
در تعدادی از کشور های غربی که این مدل ها یا سبک و سیاق ها از
آنها ناشی می شود، آرایش مو با مدلی خاص ، نشانگر تعلق فرد به
نوعی طرز فکر خاص یا گروه است که به این وسیله ابراز می شود.
در بسیاری کشورهای دیگر از جمله مملکت خود ما نیز ، این
رفتارها بدون هیچگونه آگاهی از چرایی قضیه ، تقلید می شود.
این موضوع تنها در مورد آرایش موی سر نیست بلکه تمام جوانب
زندگی ما را از لباس پوشیدن تا خرید کردن یا تهیه لوازم زندگی
تحت الشعاع قرار داده است.
نباید این حقیقت را نیز نادیده گرفت که تفکر آدمی و بخصوص نسل
جوان ، همیشه به دنبال تحول و تازگی است و اطراف و اکناف جامعه
ما چیزی برای ارضای این روحیات در خود ندارد و یا حداقل بصورت
شناخته شده ندارد...
واما سئوالی که پیش می آید اینست که باید رفتار کدام یک از
دسته های بالا را به طور نسبی یا ضمنی قبول داشت؟
جوابی که من به ذهنم می رسد اینست که باید اعتقاد و عقیده هر
کس محترم شمرده شود ، خواه این عقیده دانسته در پیش گرفته شده
باشد و چه ناآگاهانه. این موضوع به ذهنیت هر کس نسبت به زندگی
در اجتماع و برخورد متقابل با افراد آن جامعه بر میگردد. البته
همانطور که همگی ما در درس اجتماعی خوانده ایم ، این آزادی ها
تا جایی قابل توجیه است که برای افراد دیگر جامعه مشکل ساز
نباشد.
اما چیزی که واضح به نظر میرسد غیر قابل توجیه بودن دخالت
مراجع قانونی در این گونه مسائل است.
حتی اگر یک نوع رفتار اجتماعی از دیدگاه قانونگذار یا مراجع
مجریه ناهنجار به نظر آید، نباید در نخستین قدم ، به آن رفتار
به عنوان جرم و به آن فرد به چشم یک مجرم نگریست. امروزه همه
می دانند که نتیجه هرگونه برخورد شدید بدون پشت سر گذاشتن
مراحل منطقی ، نتیجه عکس در پی خواهد داشت. اگر امروزه می
بینیم که با طرز آرایش یا پوشش افراد شدیدا در جامعه برخورد می
شود ، باید این سئوال را از خود بپرسیم که آیا زمینه های لازم
جهت آگاهی افراد در جامعه فراهم شده؟ آیا تاکنون صحبتی از مثلا
فرقه RAP و دیدگاه ها و نظریات آن
ها در جامعه شده است که امروزه نسبت به این کلمه حساسیت نشان
می دهیم؟ این در حالیست که حتی تمام منابع اطلاعاتی نیز از
دسترس خارج شده اند که نمونه بارز این گفته برای ما اهل وب ،
فیلتر شدن عرصه اینترنت است. به نظر می آید که باید ابتدا
روشنگری نمود تا افراد خود تصمیم بگیرند که چه سبک و سیاقی را
برگزینند ، نه اینکه به زور تمایلات مشخصی در ذهن مردم فرو
کرد. گاهی بسیاری از افرادی که با این رفتارها مقابله می کنند
، خود از چیستی این رفتارها آگاهی ندارند و صرفا جهت مقابله با
اسم غرب که به دنبال این رفتارهاست ، از خود واکنش نشان
میدهند. مطمئنا چون بسیاری از این رفتارها ، مدها یا ... از
فرهنگی غیر ایرانی سرچشمه گرفته اند ، پس از روشن کردن اصل
موضوع ، سازگاری باطنی چندانی با روحیات ایرانی جماعت نخواهند
داشت و اگر جنبه ظاهری آنها را کنار بگذاریم ، چیز قابل افتخار
یا متمایز کننده ای ( در نظر مردم و بخصوص جوانان ) از آنها
باقی نمی ماند. از طرف دیگر ، اگر واقعا با ذهنیات مردم
سازگاری داشته باشند، باید به عنوان یک هنجار جدید به آن نگاه
کرد و دیگر نباید جلوی آنها را گرفت ، چون اگر از اینجا جلوی
آن را بگیریم از جای دیگری بیرون می زند!!!
پس بیاییم ابتدا با روشنگری کامل و بدون فیلتر ، فرصت فکر کردن
را به افراد بدهیم و بعد اگر لازم دیدیم در مورد آن طرز فکر ،
آنها را مورد بازخواست قرار دهیم.
گذشته از این حرفها ، ببینید کار دنیا به کجا رسیده که این پسر
بچه از حالا افتاده تو خط !!!
|